محمد رضا واليزاده معجزى
420
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
تدارك است . مقارن با اين اشتهار خبر رسيد كه محمد على شاه از ادسا بهطرف ايران حركت كرده و پشتسر اين باز شهرت پيدا كرد كه سپهدار رشتى از تهران قهر كرده و به جانب رشت رفته است كه به محمد على شاه ملحق و به او كمك كند تا رژيم مشروطه را سرنگون سازد . شيوع اين اخبار موجب شد كه كردستانىها به حكمران شهر شوريدند و در نتيجه شاهزاده شهاب الدوله ( شمس ملك آرا ) بهجاى وى به حكومت كردستان منصوب گرديد و از آن طرف موضوع قيام سالار الدوله كمكم از قوه به فعل منتهى مىگرديد . حمله سالار الدوله به ايران از سمت كردستان از اوايل كار دولت ايران باور نمىكرد كه محمد على شاه و سالار الدوله درصدد حمله به خاك ايران برآيند زيرا محمد على شاه تعهد كرده بود كه چنين اقدامى نكند و مقرر بود كه اگر محمد على شاه مرتكب اين كار شود ، مستمرى ساليانه او ( سالى صد هزار تومان ) قطع گردد ولى از آنجايى كه به قول عوام : « تا نباشد چيزكى مردم نگويند چيزها » اين شايع هم مانند هزاران شايعه محتمل الوقوع ديگر جامه عمل پوشيد . اواخر جمادى الثانيه سال 1329 خبر رسيد كه سالار الدوله در خانه محمود پاشاى جاف مشغول جمعآورى اردوست . خبر مذبور به صورت تواتر درآمد و كمكم قوت مىگرفت تا اينكه در شب دوم ماه رجب احمد بيك نام ريشينى جاف با پنج پاكت از سالار الدوله به عنوان : 1 - مشير ديوان 2 - آصف ديوان 3 - حاج معتمد 4 - وكيل الملك 5 - حبيب اللّه تاجر به سنندج وارد شد . سالار الدوله در اين نامهها به متنفذين كردستان نوشته بود كه با شش هزار سوار جاف و مكرى و سردشت و ساوجبلاغ و اورامان و مريوان و غيره عازم كردستان هستم كه دمار از مشروطه و مشروطهپرستان « 1 » برآورم و احترامات علما و مشايخ و مسلمانان را كه مورد تجاوز و اهانت مشروطهخواهان واقع شده ، اعاده كنم . البته مأمورينى را كه از طرف حكومت مشروطه در آنجا هستند ، گرفته و توقيف كنيد تا من وارد شوم . و نيز به عموم ابلاغ كنيد كه هركس مطيع رويه شاهپرستى است مورد عطوفت واقع خواهد شد و هركس مشروطهخواه است ، به سزاى عقيده
--> ( 1 ) . نگارنده گويد كه اين اعلان جنگ سالار الدوله در آغاز كار با مشروطهخواهان به هيچوجه در آن موقع به مصلحت او نزديك نبوده و او مىتوانست بهجاى مشروطهخواهان خائنين وطن و مجرمين مملكت را مورد تهديد قرار دهد كه بتواند از حمايت مشروطهخواهان هم برخوردار شود و در اوايل كار جبهه قوى و نيرومندى را وادار به مبارزه با خود نسازد . اتفاقا لحن مكاتبات بعدى و تلگرافهايى كه او به تهران مخابره مىكرد با اين نامهها تطبيق نمىكرد .